113نبرد با كافران را براى آن تحمل كرد كه كعبه را از آلودگى پاك سازد و از نو خلعت ابراهيمى بر آن بپوشاند؟ ما نبايد اين خاطرهها را از ياد ببريم، يا از اين نكته غافل شويم كه او نگران بود مبادا امتِ وى به وَرطهاى كه امتهاى پيشين درافتادند، بيفتند، و از خداشناسى به بت پرستى بگرايند.
براى همين است كه حاجيان از پروردگار مىخواهند كه: خدايا! يك چشم به هم زدن، ما را به خود وامگذار. و براى همين است كه سنت از حاجى مىخواهد سنگها را با آرامش و اطمينان بيفكند و جز تسبيح خدا و بزرگداشت او و دعاى مأثُور سخنى نگويد و در رزمگاهى كه عقل و نفس در آن به پيكار برخاستهاند، از بهترين و محكمترين جنگافزارها استفاده كند. جنگافزار او اراده و پايدارى باشد، بىآنكه طغيان كند و برترى بفروشد، ارادۀ كسى كه تنها در برابر خدا تسليم مىشود. اسلام چنين ارادهاى را مىخواهد. به خدا تسليم شدن نه كارها را به خدا واگذاردن و خود كارى نكردن. مسلمان وقتى اسلام را مىپذيرد معناى آن اين است كه شهوت و هوس و ميلهاى نفسانى و بالاخره هرچه را غير خواست خداست، در مقابل ارادۀ خدا ناديده مىگيرد.
كسى كه صحنۀ سنگ افكندن به مجسمۀ شيطان و