112فروزان گفت: اگر شما خداى منيد پس اين غروب كردن و ناپديد شدن براى چيست؟ محكوم چه قدرتى هستيد؟ همين كندوكاو او را به پرستش اللّٰه - تنها سزاوار پرستش - كشانيد. ابراهيم اين بود و سنت ابراهيمى چنين است:
تحقيق، جستجو، كوشيدن و تا رسيدن به مقصود از كوشش باز نايستادن. با اين همه ابراهيم عليه السلام هم با داشتن چنين ايمانى در بوتۀ آزمايش رفت و گفت: پروردگارا! هرچند ايمان دارم اما مىخواهم دلم آرام گيرد. مىخواهم بدانم چگونه مرده را زنده مىكنى؟ بله، بالاخره او نيز انسانى بود.
بايد از اين انسان كامل و از كار او عبرت گرفت.
قرآن كريم ابراهيم را براى ما چنين وصف كرده است:
مؤسس دينِ فِطرت، دينى كه از سفسطههاى سخيف كه دامنگير تعليمات موسى و عيسى گرديد و آن را از مجراى طبيعى خويش منحرف كرد منزه است. پس شخصيت او و زندگانى او، و پايان كار امت او و نيز خانهاى كه او ساخت، براى ما سرمشقى است. مگر نه محمد صلى الله عليه و آله در خاندانى تربيت شد كه خدمت كعبه را به عهده داشتند؟ مگر نه شكستن حرمت خانهاى را كه ابراهيم براى پرستش خداى يكتا ساخت به چشم خود ديد، كه چگونه به بتخانهاى مبدل شده است؟ مگر نه آزار مشركان و دورى از خاندان و