111مىساخت و معناى دقيقى را از آن مىفهمند كه دريافتن آن براى آن مردم ناممكن بود.
رسالت قرآن چنين و معجزۀ قرآن هم در همين است.
الفاظى كه گذشتِ زمان آن را ديرينه نكرده است و تأثير آن به سرزمينهاى عرب محدود نشده و نمىشود. بلكه هرچه جامعه پيش برود و با هرمشكلى كه روبرو شود، گره گشاى اوست. هرچه از سرزمين نزول وحى دور شويم و هرچه با زمان آن فاصله بگيريم، باز چنين نيست كه دستور قرآن در انجام فريضۀ حج تنها در زنده نگاهداشتن خاطرۀ ابراهيم عليه السلام خلاصه شود بلكه خاطرۀ هر مرحله از مرحلههاى زندگى ابراهيم عليه السلام دستورالعمل هر انسانى است كه ايمان درست را جستجو مىكند. آن روز كه ابراهيم پايههاى خانۀ كعبه را بالا برد، نه براى اين بود كه خانهاى بسازد تا مردم گرد او بگردند. پى افكندن خانۀ كعبه، آخرين مرحلۀ مبارزۀ ابراهيم در راه توحيد بود، مبارزهاى به خاطر پيروزى حق بر باطل. ابراهيم عليه السلام اين مبارزه را با اعتراض بر بتها و بتسازها آغاز كرد. و اين نبرد را تا آنجا ادامه داد كه به شناخت خداى يگانه موفق شد.
نخست بر بتها خرده گرفت كه اگر شما خداييد چرا سخن نمىگوييد؟ به ستارۀ درخشان به ماه تابان و به آفتاب