110مىافكندند نشانۀ نفرت و لعن نبود، بلكه مىخواستند بدين وسيله خود را بدان بت نزديك كنند و چون سنگها را مىافكندند، مىگفتند تو از فلان بت بهتر و بزرگترى و نام بتى را مىبردند كه قبلاً بدو سنگ افكنده و به او هم همين جمله را گفته بودند. (اگر چنين داستانى راست باشد، اين سنگ افكندنها در اسلام رمز مبارزه با بت پرستى و نسخ آداب جاهلى است.)
به هرحال هرچه بوده است وظيفۀ ما در اينجا اين نيست كه معتقدات عرب جاهلى را تجزيه و تحليل كنيم. اين كار به عهدۀ استادان و جامعه شناسانى است كه عمر خود را در اين راه صرف كردهاند و مىكنند.
براى مرد با ايمانى كه مَناسكِ حج را انجام مىدهد، دانستن تاريخ اين مردم اهميتى ندارد، مگر از آن جهت كه بداند آنان چنان مردم گمراهى بودند كه خدا بر ايشان منت گذاشت و پيغمبر خود محمد صلى الله عليه و آله را در ميان آنان برانگيخت و كتاب خود قرآن را بر آنان نازل فرمود؛ قرآنى كه نه تنها معاصران محمد صلى الله عليه و آله در مقابل آن ناتوان ماندند، بلكه امروز هم پس از گذشتن چهارده قرن، وقتى تلاوت مىشود و به گوش مردمى غير مردم آن عصر مىرسد، دل شنونده را نورانى مىكند؛ چنانكه دلهاى آن مردم را نورانى