109كه در هر كمينگاه انتظار گمراه كردن آنان را مىبرد نشان دهند؟ شيطانى كه سالها آنان را گمراه كرده و يا درصدد گمراهى آنان بوده است، و حالا او را پيدا كردهاند. پس چرا آنطور كه مىخواهند دق دل خود را از او نگيرند؟ مگر نه اين است كه نيت خود را تازه كردهاند؟ مگر نه اين است كه تصميم گرفتهاند از اين به بعد جز در راه خدا قدم نگذارند و از بدىها بلكه از هر ضعف و تنبلى روگردان باشند؟ پس مىخواهند با اين كار آنچه را در نهاد آنان كمين كرده و مىكوشد كه توبۀ ايشان را باطل سازد از خود دور كنند.
مگر نه اين است كه چنين توفيقى را با زحمت و رنج به دست آوردهاند؟ پس چرا آنان را سرزنش كنيم؟ بله بايد آنها را معذور داشت. حق دارند، هرچند كارى را كه انجام مىدهند به ظاهر مخالف فتواى فقهايى است كه اين كارها را بدعت مىدانند.
بعض تاريخ نويسان مىگويند: عربهاى جاهلى هفت مجسمۀ سنگى در راه منا داشتند و به هريك از اين مجسمهها سه سنگريزه مىافكندند، (به تعداد بيست و يك سنگ ريزه كه ما در هريك از روزهاى يازدهم و دوازدهم ذوالحجه به اين مجسمهها مىافكنيم.) و باز مىگويند سنگى كه عربهاى جاهلى به اين ستونها