101ذوالحجه جمع شود. فردا به اين سنگها احتياج داريم.
روز عيد و نيز روز يازدهم و دوازدهم بايد اين سنگها را به جمرهها انداخت. انداختن اين سنگها نشانۀ تصميم بر مخالفت هوى وهوس است؛ زيرا حاجيان مىدانند شيطان و سپاهيان او در هر راه و در هر لحظه آمادۀ گمراه كردن آنان هستند.
اين سنگ جمع كردن از اين سرزمين، در چنين وقتى كار مهمى است. با افكندن اين سنگ ريزهها يكى از واجبات را انجام مىدهيم. اين كار را بايد سه روز پى در پى تكرار كنيم، تا نشان دهيم كه شيطان بر ما تسلط ندارد و باز آنچه اهميت دارد اينكه اين مناسك پى در پى انجام مىشود. عنايتى نو شامل حال ما مىگردد.
درعرفه ايستاديم، خداحقوقى راكه بر ما داشت بخشيد.
در مزدلفه، بندگان خود را از ما راضى مىسازد. سنگريزه مىافكنيم تا نشانۀ اين باشد كه از حالا تا پايان زندگى شيطان هوى را از خود مىرانيم تا بر ما مسلّط نگردد. حالا اين انسان، تازه از بار گناه سبك شده و پاكيزه گشته است.
ايمانى نو و اميدى نو يافته است. از اين ايمان و اميد سلاحى مىسازد تا به جنگ شيطان برود. شب را دراينجا مىماند تا به پيغمبر اقتدا كند. اين نخستين خواب او پس از توفيق حج