160دائم از خود پرسيدم آيا آن سنگهاى سخت هوس و آن آرزوهاى فانى را زير پا گذاشته و به تجديد ساختمان معنوى و روحى در خود نائل گشتهام يا نه؟
اين پرسش را معمولا هر حاجى پس از انجام مراسم از خود مىكند. پاسخ وجدان آگاه هر حاجى به اين پرسش به نسبت ميزان آگاهى، معلومات، احساس مسؤوليتها، و شناخت او متفاوت است.
تصميمگيرى يك حاجى كه در روستايى كوچك به بقالى مشغول است با مردى كه در شهر زندگى مىكند و در سايۀ مطالعات ممتد، حوادث جهانى را به خوبى مىشناسد تفاوت دارد.
بسيارند حجاجى كه به راستى پس از سفر حج تصميم به پاكى و تزكيه روح مىگيرند و سعى دارند كه از آن پس در زندگى خويش از پليدى، دروغ، تهمت و غيبت دست بردارند و چنين نيز مىكنند. اما به تدريج فساد جامعه كه چون شبكهاى او را در ميان گرفتهاند بار ديگر وى را به فساد مىآلايد.
اين يك قانون ترديدناپذير است كه شرايط و اوضاع اجتماعى و چگونگى روابط مردم اجتماع چون رودى خروشان جريان دارد و افراد جامعه هر قدر كه مقاوم و ثابت قدم باشند، به درون اين رود خروشان كشانده مىشوند.
انسانهاى بزرگ آنهايى هستند كه تصميم مىگيرند جريان رود را بر حسب ايدهها و آرمانهاى خويش تغيير دهند و رودخانه