139نمىدانى، اين يك امر است، عمل نما، انجام بده، گوش كن، فرمان ببر، مطيع باش، بنده باش تا يارىات كند، حفظت كند، مصونت بدارد، موفقت دارد، پيروزت نمايد، فاتحت كند، نجاتت دهد، امانت دهد. حال از تاريكى شب استفاده كن تا صبح نشده خودت را آماده كن، زره بپوش و سلاح بردار و تا دشمن غافل است، بكوش و از اين سياهى شب بهره گير، به قدر كافى مجهز شو. هر قدر كه دشمن دارى و هر قدر كه بزرگش مىشمارى و هر اندازه كه از او مىهراسى و هر مقدار كه واهمه دارى، مىدانى كه خداى كريم معرفى اش كرده، قرآن مجيد دشمن آشكارش خوانده، و او هم قسم ياد كرده كه تو را به سياهچال پستى جهنم بكشد.
آرى شب مشعر حاجى به هر جا كه بايد برسد رسيده، با چشم خدابين، خانۀ خدا ديده، صفا و مروه ديده، مقام و زمزم ديده، حرم باصفا ديده، حجر اسماعيل ديده، مستجار و ملتزم ديده، با گوش خود لبيكها شنيده، با دست و سر و صورت حجرالاسود لمس كرده و با لبان بوسيده و با قلب شهادت داده و با پا طواف خانه كرده، مال داده، هجرت كرده، ميقات ديده، محرم شده، لبيك گفته، محرم شده، بنده شده، آزاد شده، عرفات ديده، معرفت پيدا كرده، منفعتها ديده، لذت برده، دفع ضرر كرده، سلاح برداشته، دفع دشمن كرده و در مشعر راز و نيازى از زبان مولاى متقيان داشته و اينگونه زمزمه كرده: