135خدا و خانۀ خدا مىبخشيد.
هر چه ندامت و پشيمانى از گناه بيشتر مىشد، به خدا نزديكتر مىشديم. مشتاقان، عاشقان، عارفان، صالحان و بندگان و مصلحان همه و همه در حال مناجات با قاضى الحاجات، و عارفانه به صحراى پربركت و جلال آن بيابان و ساكنان آن روز و شبش مىانديشيدند و عقل حيران، زبان حالش چنين بود:
عقل شد زين عظمت مات كه اندر عرفات
اشك چشم گناهكاران به عظمت و آبروى عرفات افزوده بود و به آن آبرويى تازه مىبخشيد و صحراى بزرگ عرفات را گلباران نموده، مانند شبنم سحرگاهان قطرات اشك، گلها را آبيارى مىنمود، و در اين گلستان 1 همه به دنبال صاحب زمان و رهبر مجاهدان و پيشواى موحدان و برپاكنندۀ عدل در جهان و منتظر منتظران و طلب كنندۀ خون شهيدان در جستجو و تكاپو بودند.