220نياز به سوى او مىگشايند و خود را در برابر مركز جمال و عظمت و قدرت و رحمت مىيابند، هر انسان با تدبّرى مىتواند ضعف و تهيدستى خود را در برابر خدا، و علوّ و اقتدار و عزت خود را در اتصال به خدا، بخوبى بشناسد، توهّم باطل و غرورانگيز دربارهى هستى ضعيف خود را به دور افكند، و شيشهى كبر و خودپسندى را، كه مايهى زشتترين خُلقيات و رفتارهاى او است، به خاك بكوبد، و از سوى ديگر حلاوت ارتباط با معدن عظمت و به او پيوستن و از بتهاى درونى خويش گسستن را بيازمايد و بچشد.
اين شناخت اساسى كه جوهر همهى عبادات و مضمون همهى مناجاتها و راز و نيازهاى اولياى خداست، آدمى را صيقل و صفا مىبخشد و او را براى ديگر شناختها، مستعد و بر پيمودن همهى راههاى كمال، توانا مىسازد. در زندگى عادى، گرفتاريهاى دنيوى و سرگرمى افراطى به تكاپوى مادّى و درگيريها و جدالهاى تمامنشدنى در زندگى روزمرّهى انسانها، دل را غافل و مشغول مىسازد و او را از اين معرفت روشن بازداشته، دچار تار عنكبوت توهّم و گمانهاى باطل مىسازد و دل را به تكدّر و تيرگى مىكشاند؛ و حج علاج قاطع اين گرفتارى است.
شناخت خود به عنوان جزيى از مجموعهى امت اسلامى
شناخت خود به عنوان جزيى از مجموعهى امت اسلامى، به معنى نگرش به مجموعهى حاجيان و به همهى ملتها و سرزمينهايى است كه مردم خود را بهطواف خانهى خدا فرستادهاند. نگرش به كلّ حجاج و در آئينهى اين جمع متراكم، نگرش به امت بزرگ اسلامى است كه امروزه از دهها ملت و صدها ميليون انسان در سراسر جهان تشكيل شده، و از مهمترين امكانات مادى و معنوى براى حيات و رفاه اجتماعى برخوردار است و همهى بشريت و تمدن صنعتى با همهى حجم مادّيش، به آن و منابع عظيم آن و بازارهاى رايج آن و ميراث فرهنگى و علمى آن، محتاج و از آن بهرهمندند.
شناخت خود به مثابهى جزيى از اين واقعيت عظيم، حجگزار را با پيوندى عاطفى و واقعى با برادران و خويشاوندانش متصل مىكند؛ و افسون جدايى را كه سالهاست