131اما حج از آغاز پرداختن به اعمال مربوطه كه طى چند روز انجام مىگيرد؛ چه در داخل خانهى خدا، در مسعاى شريف، در عرفات، در مشعر، در منىٰ، در اعمال گوناگون، در طوافهاى مختلف، در نشست و برخاستها و در افاضهى از نقطهاى به نقطهى ديگر، همهاش ذكر خداست. اين از جنبهى معنوى، كه معلوم مىكند ذكر الهى در حج، يك قلم بسيار درشت است. از طرف ديگر، جنبهى دنيايى و مربوط به زندگىِ حج هم بىنظير است. يعنى واجبى است كه فقط مربوط به يك فرد يا يك ملت نيست، بلكه مربوط به همهى دنياى اسلام است. خداى متعال، نقطهاى را معين فرموده و در زمانى معلوم - ايّام معلومات - همهى مسلمانها را به آن نقطهى دعوت كرده است. آيا مىشد كه همهى مسلمانان،نه يكپارچه كه در گروههاى مجزّا و نه در ايامى معلوم كه در طول سال، در اين نقطه جمع شوند؟ اين نكته از حج بايد مورد اهتمام بيشترى قرار گيرد كه خداى متعال فقط اراده نفرمود كه همه در مكه و منىٰ و مشعر و عرفات، جمع شوند؛ چون اگر حركت مردم به اين مناطق، اصل قضايا بود، مىشد همه را در طول يك سال در آن جا جمع كنند.
اين كه خداى متعال امر به تجمّع همهى مسلمانان در اين نقطه، آن هم در يك مجموعه از روزها داده است، براى چيست؟ نكتهى اساسى و مهم، همين است. بديهى است تجمّعى با اين كيفيت به خاطر آن است كه آحاد مردم مسلمان، خود را در كنار يكديگر بيابند؛ يعنى احساس وحدت و جماعت كنند و در بعدى وسيعتر، احساس عظمت ناشى از اجتماعِ ملتها و شعوب، بر همه حاكم گردد. اگر اين احساس، مورد توجه نبود، لزومى نداشت كه ايام معلومات و معدودات در حج، مقرّر شود.
تصميمگيرى دربارهى سرنوشت امت اسلامى
و اما اين كه امت اسلام - هر ملتى از ملتهاى مسلمان - كسانى از خودشان را در يك روز بهيك نقطه مىفرستند تاآنها باهم اجتماع كنند، ايناجتماع براىچيست؟اينها نكات و دقايقى است كه به تعبير امام صادق عليه السلام :
«يعرف هذا و أشباهه من كتاب الله » ؛ بايد هرمسلمانى از مفاهيم قرآنى واسلامى، بداند.خداى متعال از همهى ملل مسلمان، جماعتى را دعوت مىكند و به آنها مىگويد بياييد در اين ايام معلوم، دور هم و با هم باشيد.