110بيايد حج بكند! اين را نگفتند. حج را أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ قرار دادند؛ زمان مشخص قرار دادند. در داخل حج، اجتماعات يكروزه، يك شبه، دو - سه روزه قرار دادند؛ خواستند همه همزمان در آنجا جمع بشوند. اينبراى چيست؟ براى اين است كه لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ 1 پس اين منافعى كه مسلمانها در دوران حج بايد شاهد باشند و آن را ببينند، منافعى است كه با حيثيت تجمع مردم و با اين حالت اجتماع ارتباط پيدا مىكند. اگر اجتماعى تشكيل بشود كه در آن ارتباطى نباشد، هزارها تَن بيايند بىارتباط با هم، بىتماس باهم و بدون خبرگيرى از هم، بدون كمك معنوى به هم، بدون همفكرى، مقصود حاصل نشده است. چه معنى دارد كه عدهاى را يكجا جمع كنند، درحالىكه از آن جمع شدن هيچ فايدهاى براى آنها متصور نيست؟ چرا نگفتند دورهى سال را بياييد؟ لابد مىخواستند كه مسلمانها در اينوقت معين در اينجا اجتماع كنند، مجتمع بشوند، تا از اين اجتماعشان فايدهاى ببرند. چه فايدهاى از اين اجتماع مىشود برد؟ دهها فايده! مگر مىشود اينها را سر دستى اينها را شمرد؟ اگر به عمق مسأله پىببريد، دهها فايدهى بزرگ دارد، كه همه براى دنياى اسلام لازم وحياتى است.
حج؛ يك فرصت استثنايى
اگر زمانى لازم باشد از اجتماع حج، استفادهاى بشود كه دنياى اسلام به تمام معنا نيازمند آن باشد، آن زمان حالاست. هيچوقت مسلمانها مثل امروز احتياج به اجتماع كردن و تماس گرفتن با همديگر و ارتباط پيداكردن با هم نداشتهاند. مدتها بود كه مسلمانها خواب بودند، غافل بودند، نورى نبود، برقى نبود؛ بيدار نبودند. نه اينكه گرفتارى نداشتند! گرفتارى بود، اما نه آنقدرى مايهى تنبه و بيدارى بشود و آن گرفتاريها را درك كنند و دنبال علاج باشند. آن دوره، كه دوران ركود بود، گذشت، امّا اجتماع حج برايشان فايدهاى نداشت. يك عده آدم خواب، ملتهاى در خواب غفلت نگه داشته