101
وضعيت جديدى براى اسلام و مسلمين
اين حوادث مهم و عبرتانگيز كه بسيارى از آنها بىواسطه يا با واسطه از اسلام، متأثر بوده است، برروى هم وضعيت جديدى را براى اسلام و مسلمين به وجود آورده كه وظيفهى همهى ملتهاى اسلامى است آن وضعيت را درست بشناسند و بدون فوت وقت نسبت به آن، موضعى يكپارچه و متين و منطبق با محاسبه اتخاذ كنند.
اين وضعيت جديد داراى دو بخش يا دو عنصر است: اول اينكه تفكر اسلامى و هويت اسلامى در گسترهى جهان، از شوكت و عزت و نشاط بيشترى برخوردار گشته و اسلام به صورت يكى از برجستهترين حقايق موجود عالم، در سرتاسر جهان مطرح گرديده است.
و دوم آنكه قدرتهاى مسلط جهان در موضع صريحترى از خصومت نسبت به اسلام و مقاصد اسلامى قرار گرفتهاند، و تحقيقاً يكى از فصول اصلى در نظم نوين پيشنهادى امريكا براى جهان پس از سقوط كمونيسم، فصل اسلامزدايى و مقابلهى با رشد روزافزون حركتهاى اسلامى است.
هركس اظهارات و اقدامات سردمداران رژيم امريكا را دربارهى اسلام، و نهضتهاى اسلامى معاصر، و كشورها و ملتهايى كه دم از گرايش به اسلام مىزنند و مدعى يا آرزومند تشكيل نظام اسلامىاند، تعقيب كند از عمق كينهيى تمامنشدنى به اسلام و نظام اسلامى اطلاع مىيابد.
در حوادث جارى عالم نيز شواهد متعددى را براين مدعا مىتوان مشاهده كرد كه از جملهى تلخترين و غمانگيزترين آنها، حوادث جارى در بوسنى و هرزگوين و نيز جنگهاى خانگى در قرهباغ و منطقهى عمومى قفقاز است. سركوب خونين و قساوتآميز مسلمانان در سارايوو كه در قلب اروپاى به اصطلاح متمدن جريان دارد به قدرى خشن و وحشيانه است كه آدمى را به ياد قتل عامهاى معروف اروپا در قرون وسطى و در جنگهاى مذهبى و نژادى اين قارهى جنگطلب مىاندازد، با اين تفاوت كه امروز صربهاى يوگسلاوى سابق، براى كشتار دستجمعى مسلمانان از ابزارهاى جنگى مدرن استفاده مىكنند! با اين حال اين دولتها كه به بهانهى حقوق بشر در كار كشورهاى