102دور دست هم دخالت و اعمال نظر مىكنند در برابر اين فجايع دست روى دست گذاردهاند. امريكا و كشورهاى اروپايى در همين منطقه و نسبت به جمهوريهاى ديگر همان كشور سابق، آنجا كه پاى مسلمانان در ميان نبود به طور قاطع از پيش آمدن چنين كشتارهايى جلوگيرى كردند. در منطقهى قفقاز نيز دولتهايى كه مىتوانستند با اعمال فشارهاى معمول، مانع از كشتار مسلمانان قرهباغ شوند، نه تنها اقدامى جدى نكردند و بلكه تلاش ميانجىگرانهى جمهورى اسلامى را هم آماج توطئه و مخالفت خود ساختند و بىعلاقگى خود را به سرنوشت ملت تازه استقلال يافتهى قفقاز، ثابت كردند.
ارتباطات فشردهى امريكا و عواملش با دولتهاى تازه مستقل آسياى ميانه براى ترساندن آنان از گرايشهاى اسلامى و آنچه آنان نام بنيادگرايى بر آن مىنهند موضعگيرىهاى خصمانهى آنان در برابر بيدارى اسلامى در همهجا و بطور نمونهيى بارز با حركت سياسى پيروزمندانهى مسلمانان در الجزاير، رفتار حيلهگرانه و غدرآميز آنان با ملت عراق و افكندن آنان در وضعيت غمانگيز و مظلومانهى كنونى، دشمنى عنادآميز آنان با زمامداران سودان كه صرفاً عكسالعمل گرايش اسلامى آنان است و دهها نمونهى ديگر در سرتاسر جهان، مجموعاً شواهد انكارناپذيرى برخصومت علنى امريكا وديگر سلطهگران نسبت به اسلام و بيدارى اسلامى و بازيافتن هويت اسلامى از سوى مسلمين جهان است.
وظيفهى مسلمين در برابر موضع عنادآميز استكبار
ملتهاى مسلمان بايد به اين سؤال پاسخ دهند كه وظيفهى مسلمين در برابر اين موضع عنادآميز و كينهتوزانه چيست؟ شك نيست كه قُلدران عالم فقط به احساسات خصمانه اكتفا نمىكنند، و از همهى امكانات مالى و سياسى و تبليغاتى و اگر بتوانند، نظامى خود براى اعمال دشمنى استفاده خواهند كرد، همچنان كه تاكنون كردهاند. و ملت ايران در طول ساليان پس از پيروزى انقلاب اسلامى تا امروز، اين دشمنىها را تجربه كرده و امت بزرگ اسلامى شاهد كينهتوزى استكبار جهانى با ايران اسلامى يا ساير نمونههاى حركت اسلامى در نقاط ديگر جهان بوده است.