64پسر مريم را به ربوبيّت گرفتند درصورتىكه مأمور نبودند جز آنكه خداى يكتا را بپرستند كه منزه و برتر از آن است كه با او شريك قرار مىدهند. كافران مىخواهند كه به نفس تيره و گفتار جاهلانۀ خود خاموش كنند و خدا نگذارد؛ تا آنكه نور خود را در منتهاى ظهور و اعلاى كمال برسانند هرچند كافران ناراضى باشند» .
در اين آيه لام تعليل بعد از اراده به كار گرفته نشده، بلكه فعل با «ان ناصبۀ مصدريه» آمده كه با تأويل به مصدر متعلق اراده «اطفاء نوراللّٰه» مىشود.
اما در مورد ديگر در سورۀ صفّ مىخوانيم: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَرىٰ عَلَى اَللّٰهِ اَلْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعىٰ إِلَى اَلْإِسْلاٰمِ وَ اَللّٰهُ لاٰ يَهْدِي اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِينَ
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْكٰافِرُونَ ؛ «آيا آن كس كه به راه اسلام و سعادتش مىخوانند و او به خدا افترا و دروغ مىبندد در جهان كسى از او ستمكارتر هست؟ و خدا هيچ قوم ستمكارى را هدايت نخواهد كرد. كافران مىخواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش كنند، البته خدا نور خود را كامل مىكند هرچند كافران خوش ندارند.
در اين مورد لام تعليل بعد از اراده آمده است و اين دلالت دارد كه متعلق اراده چيزى است كه قبلاً ذكر شده و با لام درصدد بيان علت تعلق اراده به آن است. 1
آيۀ تطهير از قبيل قسم دوّم است، پس متعلق ارادۀ خداوند اوامرى است كه به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله تعلق گرفته، از قبيل: وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ اَلْجٰاهِلِيَّةِ اَلْأُولىٰ وَ أَقِمْنَ اَلصَّلاٰةَ وَ آتِينَ اَلزَّكٰاةَ وَ أَطِعْنَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ 2؛ «و در خانههايتان بنشينيد و آرام گيريد و مانند دورۀ جاهليت پيشين آرايش و خودآرايى نكنيد و نماز را بهپاداريد و زكات مال به فقيران دهيد و از امر خدا و رسول خدا اطاعت كنيد» .
ب) يكى از اقسام قياس، قياس به اولويّت قطعى است كه به آن مفهوم موافقت نيز