41
دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ اَلْإِسْلاٰمَ دِيناً 1«امروز دين را براى شما كامل كرده و نعمت را برايتان تمام نمودم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد» . از اين آيه استفاده مىشود كه دين توسط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كامل شده و احتياجى به بيان آن توسط افراد ديگر نيست.
در پاسخ مىگوييم:
اولاً: از ظاهر آيه استفاده مىشود كه دين توسط پيامبر صلى الله عليه و آله كامل شده است: اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ نه شريعت، و بين دين و شريعت فرق است.
قرآن كريم دين را واحد و شريعت را متعدد مىداند. لذا هرگز دين را به صورت جمع به كار نبرده است، زيرا دين امر واحدى است كه حقيقت آن همان تسليم در برابر خدايى است كه سلطه و شايستگى پرستش از آن اوست. . . .
حضرت يوسف عليه السلام به هم زندانى خود، پس از انحصار حكم در خداوند مىفرمايد: ذٰلِكَ اَلدِّينُ اَلْقَيِّمُ 2«آن است دين ارزشمند» .
ولى شريعت در اصطلاح، آموزههاى عملى و اخلاقى است كه با زندگى فردى و اجتماعى و مسئوليت انسان در برابر خداوند و مردم ارتباط دارد. و از لزوم وحدت اديان، وحدت شرايع لازم نمىآيد، زيرا شرايع پارهاى احكام و دستورالعملهاى رفتارى است كه بر حسب مصالح و مقتضيات زمان و مكان، از لحاظ كمّى و كيفى قابل تحوّل است. و لذا قرآن مىفرمايد: لِكُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً 3«و براى هر كدام از شما شريعت و روشى مقرر ساختيم» .
ثانياً: بر فرض كه احكام و شريعت توسط پيامبر صلى الله عليه و آله تبيين شده باشد، ولى از آن جا كه آداب و رسوم جاهليّت از ميان مردم برچيده نشده و تعاليم اسلامى در جامعه جا نيفتاده است، لذا به افرادى معصوم نياز است تا با تكرار و تأكيد بر تعاليم اسلامى، آنها را در جامعۀ اسلامى به صورت ملكه در آورند.