102رفته است؛ يعنى با تمسك به كتاب و عترت - كه هرگز از يكديگر جدا پذير نيستند - هرگز گمراه نخواهيد شد و اين، تنها با عصمت سازگارى دارد، زيرا مخالفت با واقع نيز نوعى ضلالت و گمراهى است و هر كه معصوم نباشد اين احتمال در حقّ او صادق است. در نتيجه لازم مىآيد كه تبعيّت كنندۀ از اهل بيت عليهم السلام ايمن از ضلالت به طور مطلق نباشد، در حالى كه اين معنا مخالف با ظاهر بلكه نصّ و صريح حديث ثقلين است.
مقصود به تمسك و اخذ به كتاب و عترت مجرّد دوست داشتن آن دو و احسان و اكرام و احترام به آنها و اداى حقوق واجب و مستحب آن دو نيست؛ همانگونه كه از كلام برخى از اشخاص - كه عادتشان وارونه جلوه دادن حقايق است همانند ابن حجر مكى - استفاده مىشود، زيرا به طور حتم اين معنا خلاف ظاهر بلكه نصّ روايات است.
ح) در برخى از روايات ثقلين مىخوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «فلا تقدّموهما فتهلكوا؛ بر اين دو پيشى نگيريد كه هلاك خواهيد شد.» اين تعبير نيز به نوبۀ خود دلالت بر عصمت كتاب و عترت دارد.
شبهات
شبهۀ اوّل: عدم تخريج بخارى
يكى از اشكالات دكتر سالوس به حديث ثقلين اين است كه بخارى در صحيح خود اين حديث را با تعبير كتاب اللّٰه و عترتى نقل نكرده است، بلكه بابى را ذكر كرده با عنوان: «الاعتصام بالكتاب والسنة» ودر ذيل آن، حديث تمسك به كتاب و سنّت را ذكر نموده و اين دليل بر ضعف حديث كتاب اللّٰه وعترتى است. 1
جواب
1 - در اعتصام و تمسك به كتاب و سنت، بين مسلمانان شكى نيست و كسى در آن مخالفت ندارد.
2 - نقل نكردن بخارى دليل بر ضعف روايت نيست، در صورتى كه طريق صحيح