462مردم را به متخصّصان از خودشان ارجاع دادهاند، لذا ربطى به امر امامت و خلافت امّت كه سعادت و شقاوت جامعه به آن وابسته است، ندارد.
د: استدلال به روايت سيوطى
سيوطى در درالمنثور به سند خود از على بن ابىطالب عليه السلام نقل مىكند: به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم: اگر امرى بعد از شما حادث شد كه قرآن بر آن نازل نشده و مطلبى از جانب شما دربارۀ آن نرسيده، چه بايد كرد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: متديّنين امّت را جمع كنيد، سپس آن موضوع را به شورا بگذاريد، و به رأى يك نفر اكتفا نكنيد.» 1
جواب:
1 - حديث سند معتبرى ندارد از اين رو ابن عبدالبر مىگويد: اين حديث، اصلى براى او نيست. دارقطنى مىگويد: حديث صحيح نيست. خطيب مىگويد: اين حديث از مالك ثابت نشده است. 2
2 - حديث به اين نكته اشاره دارد كه: حكم هر امرى كه در قرآن و سنت نيست به شورا بگذاريد، حال چه كسى مىگويد كه: حكم امامت در قرآن و سنت نيامده است؟ مگر نه اين است كه آيات و روايات زيادى وجود دارد كه امر خلافت و حكومت را امرى الهى مىداند و به همينجهت خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله ، جانشينان را تا روز قيامت كه دوازده نفرند، مشخص كرده است.
ه - استدلال به مشورتهاى پيامبر صلى الله عليه و آله :
برخى نيز براى اعتبار و حجيت شورا به مشورتهاى پيامبر صلى الله عليه و آله با اصحابش در امور مختلف استدلال كردهاند، كه اين نيز از جهاتى قابل مناقشه است:
1 - عمدۀ مشورتهاى پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگها بوده است، ابوهريره مىگويد: «كسى را مانند پيامبر صلى الله عليه و آله نديدم كه اينقدر با اصحابش مشورت كند و مشورتهاى او تنها در امور جنگ بود.» 3