394چه عاملى باعث شده كه من اين اعتقاد و مذهب را پذيرفتهام؟ آيا عامل قرآنى است يا حديثى يا عقل سليم قطعى يا تعصّبات قومى و قبيلهاى و خانوادهاى كه به هيچ اصلى تكيه ندارد؟ به چه دليل مذاهب ديگر از مذهب من برتر نباشند؟ آيا در آينده بر اين اعتقاداتى كه دارم مسئول نيستم؟ اينها سؤالهايى است كه ممكن است در ذهن هر كسى خطور كند و طبيعتاً بايد پاسخگوى آن بود پاسخ آن جز با بحث از امامت نخواهد بود، زيرا محور همۀ مذاهب بر مسئله امامت است.
تقليد مذموم
تقليد هر چند در برخى از موارد صحيح و ممدوح است؛ مثل تقليد جاهل از عالم در مسائل فقهى، لكن در برخى از موارد ديگر صحيح نيست و مورد سرزنش عقل و شرع است، مثل تقليد جاهل از جاهل، يا تقليد عالم از عالم بر خلاف آنچه كه خود به آن نتيجه رسيده است. لذا قرآن كريم مىفرمايد: وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلىٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَيْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ كٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ ؛ 1«و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر[ش] بياييد»، مىگويند: «آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم ما را بس است.» آيا هر چند پدرانشان چيزى نمىدانستند و هدايت نيافته بودند؟
و نيز مىفرمايد: وَ كَذٰلِكَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاّٰ قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلىٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلىٰ آثٰارِهِمْ مُقْتَدُونَ ؛ 2«و بدين گونه در هيچ شهرى پيش از تو هشدار دهندهاى نفرستاديم مگر آن كه خوش گذرانان آن گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى [و راهى] يافتهايم و ما از پى ايشان راهسپاريم.»
و نيز مىفرمايد: يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النّٰارِ يَقُولُونَ يٰا لَيْتَنٰا أَطَعْنَا اللّٰهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ * وَ قٰالُوا رَبَّنٰا إِنّٰا أَطَعْنٰا سٰادَتَنٰا وَ كُبَرٰاءَنٰا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاَ * رَبَّنٰا آتِهِمْ