387هدايت كن، كه آنان نمىدانند...» سپس مىگويد: «من مردود كلامى را كه به زبان جارى كرد: كه جهل و نادانى من نسبت به مذهب شيعه باعث شد كه وارد تشيع شو و تنها بر اين نكته تأكيد مىكنم كه در حقيقت اين جهل به تشيع بود كه مرا در مذهب تسنن تا به حال باقى گذارد، تا الآن كه به حقانيّت آن اعتراف مىكنم.» 1
11 - طبيب فلسطينى اسعد وحيد قاسم:
او نيز بعد از مطالعات بسيار در رابطۀ با شيعه، تشيع را انتخاب نمود و از راههاى مختلف در صدد اثبات حقانيّت و نشر تشيع بر آمد و در اين راه سعى و كوشش فراوان نمود. در مصاحبهاى كه با او انجام گرفته مىگويد: «به عقيدۀ من تشيع همان اسلام است و اسلام نيز همان تشيع.» 2 او نيز تأليفاتى در دفاع از مذهب تشيع دارد كه از آن جمله مىتوان به ازمة الخلافة و الامامة و آثارها المعاصرة اشاره كرد.
لازم به ذكر است كه حقّانيّت تشيّع باعث گرايش تعداد فراوان از پيروان اهل سنّت و ساير اديان به اين مذهب گرديده و انسانهاى پاك نهاد و حقيقتگرا؛ پس از درك حقّانيت شيعه، پيرو اين مكتب پويا و مقدّس مىشوند.
آنچه در اين مختصر آورده شد، نتها به عنوان نمونه مطرح گرديد.
4 - تعيين مرجع دينى
مسئله امامت دو جنبه دارد: يكى جنبۀ تاريخى و ديگرى دينى. بر فرض كه از جنبۀ تاريخى عصر آن گذشته باشد، از جنبۀ دينى، اثر آن تاكنون باقى است و تا روز قيامت نيز باقى خواهد ماند. اگر از امامت و ولايت بحث مىكنيم، يك جهت مهمّش اين است كه مرجع دينى ما كيست و دين را از چه كسانى بايد اخذ كرد؟ سنت واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله نزد چه كسانى است؟ آيا دين و معارف اسلام را از امثال ابوالحسن اشعرى و ابنتيميه و فقه و فروع دين را از ائمه مذاهب چهار گانه بگيريم، همان گونه كه اهل سنت و وهابيون