386مىكنم، كه در درجۀ اوّل آن را«حزب اللّٰه» پديد آورد. ولى اين بدان معنا نيست كه عامل اساسى در ورود من در تشيع مسائل سياسى بوده است، بلكه در بر گرفتن عقيدۀ اهلبيت عليهم السلام از جانب من، در نتيجه پذيرش باطنى من بوده و تحت تأثير هيچ چيز ديگرى نبوده است. راه اهل بيت عليهم السلام راه حقّ است كه من به آن تمسك كردهام». «تشيع من عقيدتى است نه سياسى». «زود است كه در نشر مذهب امامى در فلسطين بكوشم و از خداوند مىخواهم كه مرا در اين امر كمك نمايد».
«امام قائم آل بيت نبّوت عليه السلام براى ما بركتها و فيضهايى دارد كه موجب تحرك مردم فلسطين است. و در ما جنب و جوشى دائمى ايجاد كرده، كه نصرت و پيروزى را در مقابل خود مشاهده مىكنيم و فرج او را نزديك مىبينيم ان شاءاللّٰه. و من با او از راه باطن ارتباط دارم و با او نجوا مىكنم و از او مىخواهم كه ما را در اين موقعيت حساس مورد توجه خود قرار دهد».
«آزاد مردان عالم خصوصاً مسلمانان با اختلاف مذاهب را نصيحت مىكنم كه قيام حسين عليه السلام و نهضت او بر ضد ظلم را سرمشق خود قرار داده و هرگز سكوت بر ظلمى را كه آمريكا، شيطان بزرگ و اسرائيل آن غدۀ سرطانى كه در كشورهاى اسلامى رشد كرده، رو اندازد».
من در كنفرانسها و جلساتى كه در فلسطين تشكيل مىشود و مرا براى سخنرانى دعوت مىكنند، در حضور هزاران نفر، تمام كلمات و سخنان خود را بر محور مواقف و سيرۀ اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله قرار مىدهم كه اين سخنان سهم به سزايى در تغيير وضع موجود در جامعۀ فلسطين رابطه با اهل بيت عليهم السلام داشته، و اين روش را ادامه مىدهم تا اين كه مردم قدر آنان را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن و مشيّت خداوند به پيروزى برسند...».
«زود است كه با مشيّت خداوند با گروهى از برادران مؤمنم مذهب اهل بيت عليهم السلام را در فلسطين منتشر خواهيم كرد تا اين كه زمينه ساز ظهور مهدى آلمحّمد عجلاللّٰه تعالى فرجه الشريف گردد».
هنگامى كه رئيس علماى ازهر مصر به طور صريح به جهت نشر تشيع و دفاع از آن، او را مورد هجوم قرار داد، در جواب فرمود: «من تنها [اين را] مىگويم: بار خدايا قوم مرا