351خطا نبودهاند بلكه خود نيز به خطا و اشتباه صحابه معترف بودند از همينرو، اهل سنت نهايت توجيهى كه براى عمل باطل برخى از صحابه مىكنند اين است كه آنان مجتهد بودهاند و مجتهد گاهى اجتهادش به خطا مىرود.
سيد محمدتقى حكيم مىگويد: «بس است تورا دليل بر عدم حجّيت سنت صحابه اينكه در روز شورا سيرۀ عمر و ابوبكر بر امام على عليه السلام عرضه شد، ولى حضرت نپذيرفتند و حتّى خلافت را به جهت آن رها نمودند ولى متأسفانه عثمان با پذيرش آن خلافت را تصاحب كرد. زمانى كه امام على عليه السلام به خلافت و حكومت رسيد كوشيد تا تمام كارهاى خلافى كه از خلفاى قبل صادر شده و بهعنوان سنّت بين مردم جا افتاده بود، از بين ببرد، اگر چه در برخى از آنها موفق نشد زيرا سنت خلفاى سابق اثر عميقى در ميان آنان گذاشته بود.
عوامل طرح حجّيت سنت صحابه
1 - گروه مخالف كه تنها هدفشان رسيدن به رياست و حكومت و سلطنت اسلامى بود، بعد از فوت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با نقشههاى ازپيشتعيينشده به اهداف شومشان رسيدند و از آنجا كه در ابتدا مرجعيت دينى را چندان داراى اهمّيت نمىديدند به اهلبيت عليهم السلام واگذار كردند، امّا پس از مدّتى پى بردند كه ارجاع مردم به اهل بيت عليهم السلام در مسائل دينى به ضرر حكومت و سلطنت آنان تمام خواهد شد، زيرا مردم مىگويند:
اگر سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و معارف دينى نزد اهل بيت عليهم السلام هست، پس شما چه كارهايد؟ چرا سياست و مقام و حاكميّت را به اهلش واگذار نمىكنيد؟ از همينرو در صدد برآمدند كه با طرح حجيت سنت صحابه وبه تعبير ديگر، مرجعيت صحابه، مردم را از اهل سنت دور كنند.
2 - به مرور زمان با گسترش فتوحات اسلامى و سرازيرشدن سؤالهاى فراوان از مراكز مختلف از طرفى، و محدوديّت منابع استنباط نزد آنان از كتاب و سنت از طرفى ديگر به اين فكر افتادند كه خلأ موجود را جبرانكنند، لذا سنت صحابه را به ناچار در مقابل سنت اهلبيت عليهم السلام يكى از منابع استنباط به جامعۀ فقهى معرفى كردند.