246
رَسُولاً؛ 1 «منزه است پروردگار من، آيا من غير از بشرى كه بهسوى خلق فرستاده شده، هستم.» به اين آيات نيز تمسك كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله جائزالسهو والخطاست؛ زيرا او مثل مردم است.
جواب: مساوات رسول با بشر، اقتضا ندارد كه در همه امور باشد و گرنه لازم مىآيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همانند بقيۀ مردم هرنوع گناه انجام داده، حتّى كفر بورزد، كه هيچكس چنين اعتقادى را در حقّ انبيا قائل نيست. پس آيه در حقيقت در صدد ردّ كسانى است كه او را فرشته دانستهاند و لذا از او بعيد مىدانستند كه غذا بخورد و در بازارها راه برود، همانگونه كه قرآن كريم به اين موضوع اشاره كرده مىفرمايد: وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ ؛ 2«گفتند اين رسول را چه شده كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود.»
ب) روايات:
آن عده از علماى اهل سنت كه به سهوالنبى قائلند، به رواياتى چند تمسك كردهاند اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف) خبر ذىالشمالين (ذواليدين) :
بخارى و مسلم به سند خود از ابوهريره نقل مىكنند كه مىگويد: «شبى از شبها رسول خدا صلى الله عليه و آله دو ركعت از نماز عشا را با ما بهجاى آورد و نماز را سلام داد، و به حياط مسجد رفته و بر تكه چوبى كه در آنجا بود نشست. مردم با سرعت از مسجد بيرون آمدند و رو به حضرت عليه السلام كرده عرض كردند: اى رسول خدا! آيا نمازها قصر شده است؟ در ميان جمعيت ابوبكر و عمر بودند، ولى هيبت پيامبر صلى الله عليه و آله مانع مىشد كه از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كنند. در ميان جمعيّت، كسى بود كه دستان درازى داشت كه به او ذواليدين مىگفتند، او گفت: اى رسول خدا! آيا فراموش كردى و نسيان بر تو عارض