245
ذِكْرَ رَبِّهِ ؛ 1«پس شيطان يادآورى به آقايش را از ياد او برد.»
جواب: مقصود آيه بعد از شنيدن تمام آيه روشن مىشود: وَ قٰالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسٰاهُ الشَّيْطٰانُ ذِكْرَ رَبِّهِ ؛ 2«و يوسف به آنكس از آن دو كه گمان مىكرد خلاص مىشود، گفت: «مرا نزد آقاى خود ياد آور و[لى] شيطان، يادآورى به آقايش را از ياد او برد.»
شكّى نيست كه بر اساس ظاهر آيه، مراد از ضمير در «فأنساه» شخصى است كه در او گمان نجات مىرفت، نه حضرت يوسف عليه السلام و نيز مقصود از ضمير ربّ در هر دو مورد، «مصاحب» اوست.
آيۀ پنجم: مٰا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا...؛ 3«هرچه از آيات قرآن را نسخ كنيم يا حكم آن را متروك سازيم، بهتر از آن يا مانند آن را مىآوريم.»
توضيح: مقصود از نسا، عارض كردن نسيان بر پيامبر صلى الله عليه و آله است.
جواب: اگر مقصود از آيه، آيۀ قرآن است، مراد، انساء پيامبر صلى الله عليه و آله نيست، زيرا خداوند در شأن او فرمود: سَنُقْرِئُكَ فَلاٰ تَنْسىٰ؛ 4 و اگر مقصود، معجزات و دلائل نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله است، در اينصورت معناى آيه چنين مىشود: «اگر ما از يكى از معجزات اعراض كرديم يا به فراموشى انداختيم، بهتر از آن را براى مردم مىآوريم، كه دلالت بيشترى بر نبوّت داشته باشد. و اين طبيعتاً مربوط به امّتهاى پيشين است.
آيۀ ششم:
خداوند متعال به پيامبرش صلى الله عليه و آله مىفرمايد: قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ 5 «بگو همانا من بشرى مثل شما هستم.» و نيز از قول پيامبرش مىفرمايد: سُبْحٰانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاّٰ بَشَراً