210نامرئى و به همه چيز آگاه است.»
قاضى عبدالجبار معتزلى در شرح اين آيه مىگويد: «هنگامى كه ادراك با بينايى همراه شود، به معناى ديدن است كه در اين آيه، خداوند آن را نسبت به خودش نفى كرده است.» 1
2 - خداوند مىفرمايد: ...وَ لاٰ يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً؛ 2 هيچ كس به او احاطۀ علمى ندارد. پر واضح است كه رؤيت نوعى احاطه علمى از بشر به خداوند متعال است كه خداوند متعال آن را از خود نفى مىكند.
3 - خداوند مىفرمايد: وَ لَمّٰا جٰاءَ مُوسىٰ لِمِيقٰاتِنٰا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قٰالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قٰالَ لَنْ تَرٰانِي وَ لٰكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكٰانَهُ فَسَوْفَ تَرٰانِي فَلَمّٰا تَجَلّٰى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسىٰ صَعِقاً فَلَمّٰا أَفٰاقَ قٰالَ سُبْحٰانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ؛ 3«و چون موسى وقت معيّن به وعدهگاه ما آمد و خدا با وى سخن گفت موسى [به تقاضاى قوم خود] عرض كرد: خدايا! خودت را بر من بنمايان كه تو را ببينم؛ خداوند در پاسخ فرمود: مرا تا ابد نخواهى ديد و لكن در كوه بنگر اگر كوه به جاى خود برقرار تواند ماند تو نيز مرا خواهى ديد. پس آنگاه كه نور خدا بر كوه تابش كرد كوه را متلاشى ساخت و موسى بىهوش افتاد، سپس كه به هوش آمد، عرض كرد: خدايا تو منزّه و برترى، به درگاهت توبه كردم و اوّل كسى باشم كه ايمان آوردم.»
در اين آيه از چند جهت مىتوان بر نفى رؤيت استفاده كرد:
الف) جواب خداوند به نفى مؤبّد: لَنْ تَرٰانِي؛
ب) تعليق امكان رؤيت بر امر محال: وَ لٰكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكٰانَهُ فَسَوْفَ تَرٰانِي؛
ج) تنزيه حضرت موسى عليه السلام از رؤيت بعد از به هوش آمدن: قٰالَ سُبْحٰانَكَ؛
د) توبۀ حضرت موسى عليه السلام از طلب رؤيت از جانب هفتاد نفر: تُبْتُ إِلَيْكَ.