2062 - تعبيرهاى كنايى امرى عادى در زندگى عادى بشر است كه خداوند متعال نيز به جهت فهم مردم مطابق با محاورات آنها در قرآن كريم سخن گفته است.
علامۀ طباطبايى رحمه الله در تفسير الميزان در سبب ورود الفاظ متشابه در قرآن مىفرمايد: «سبب ورود الفاظ متشابه در قرآن به خضوع قرآن در القاى معارف عالى باز مىگردد، زيرا قصد خداوند آن است كه با الفاظ و اسلوبهاى متداول بين مردم مطالب عالى را به مردم تفهيم كند، و مىدانيم كه اين الفاظ براى معانى محسوس يا قريب به حسّ وضع شده است؛ از همين رو وافى به تمام مقصود نبوده و سبب ايجاد تشابه در آنها گشته است، مگر بر كسانى كه از نوعى بصيرت و تسلط علمى برخوردارند. در نتيجه متشابهات قرآن با تعميق نظر و دقّت فكر و با رجوع به محكمات، روشن و واضح خواهد گشت.» 1
ابنرشد اندلسى در كتاب فصل المقال در بحثى با عنوان: حقّ با حقّ مخالفت نداشته، بلكه شاهد و موافق بر آن است، مىنويسد: «ما مسلمانان معتقديم كه شريعت الهى حقّ است و مىتواند ما را به سعادت برساند... و نيز معتقديم كه هرگز ديدگاه برهانى با شرع به مخالفت بر نمىخيزد... آنگاه مىگويد: هرگاه حكم عقلى برهانى برخلاف شرع بود بايد شرع را تأويل نمود. و معناى تأويل آن است كه لفظ را از معناى حقيقى به معناى مجازى تبديل كرد و اين عادت عرب است كه گاهى در كلماتش از تشبيه و استعاره استفاده مىكند. اين مطلبى است كه هيچيك از مسلمين در آن شك ندارند... از همينرو مسلماناناتفاق كردهاند براينكه واجبنيست تمامالفاظ شرع را به ظاهرش حمل نمود». 2
اهتمام اهلبيت عليهم السلام درتنزيه بارىتعالى
قاضى عبدالجبار معتزلى مىگويد: «خطبههاى اميرالمؤمنين عليه السلام در بيان نفى تشبيه، و اثبات عدل قابل احصا و شمارش نيست.» 3
امام رضا عليه السلام مىفرمايد: «هركس كه خدا را به خلقش تشبيه نمايد، مشرك است، و