144با اين گفتهها، جواب «محمّد بن عبدالوهاب» در اين بخش نيز داده خواهد شد؛ آن جا كه استدلال به «الدعاء مخّ العبادة» كرده است، زيرا مطلق دعا عبادت نيست، تا چه رسد به اين كه روح و اصل عبادت باشد، بلكه دعا از دعوت به معناى نداست و هر ندايى دعا نيست؛ همان گونه كه هر دعايى عبادت نيست. هم چنين هر نداى خداوند به محض اين كه خطاب و نداى اوست عبادت نيست، بلكه - همان گونه كه قبلاً اشاره شد - عبادت در اصطلاح شرع عبارت از خضوعى است كه همراه با اعتقاد به الوهيت يا ربوبيت كسى باشد كه براى او خضوع شده است، و اين معنا هيچ گونه ربطى به توجه و خواستن از اولياى الهى و استغاثه و استعانت از آنان ندارد، زيرا با اعتقاد به الوهيت و يا ربوبيت آنان همراه نيست. پس معناى حديث «الدعاء مخّ العبادة» اين است: ندا دادن و خواندن خداوند به عنوان اين كه او اله و مستقل در تأثير است، اصل عبادت مىباشد».
حسن بن على سقّاف شافعى مىگويد:
«تمام اقسام دعا عبادت نيست، مگر آن نوعى كه همراه با اعتقاد به صفات ربوبيت يا يكى از آن صفات باشد و قول پيامبر صلى الله عليه و آله : «الدعاء هو العبادة» به اين معنا نيست كه هر دعايى عبادت است، بلكه دعايى عبادت است كه براى خدا بوده يا براى كسى كه دعا كننده معتقد به صفتى از صفات ربوبيت براى مدعوّ است». 1