135هيچ يك مقدار ذرّهاى در آسمانها و زمين مالك نيستند.»
ابن هشام نقل مىكند: اولين كسى كه بت پرستى را به مكه و اطراف آن وارد كرد «عمرو بن لحى» بود. او در سفرى كه به «بلقاء» از اراضى شام داشت، مردمانى را ديد كه بتها را عبادت مىكردند؛ از اين عمل سؤال نمود، در جواب او گفتند: اين بت هايى است كه آنان را عبادت مىكنيم و هرگاه از آنها باران و نصرت مىخواهيم به ما باران و نصرت مىدهند. عمرو بن لحى به آنان گفت: از اين بتان به ما نمىدهيد تا با خود به سرزمين عرب برده و آنها را عبادت نماييم؟ او با خود بت بزرگى به نام «هبل» برداشته و آن را بر سطح كعبه قرار داد، و مردم را به عبادت آن دعوت كرد. 1
از اين داستان استفاده مىشود كه مشركان جهت اعتقاد خاصى كه به بتان داشتند مذمّت مىشدند و آنها را به اعتقاد اين كه به طور مستقل باران مىدهند و هنگام جنگ آنان را يارى مىكنند، پرستش مىكردند، و در حقيقت بر اين اعتقاد مذمت شدند. اين كار آنان ارتباطى با كار مسلمانان ندارد؛ زيرا آنان با خضوع و تواضع و استمداد از پيامبر و اوليا بر اين اعتقادند كه همۀ امور به دست خداست، ولى از آن جهت كه پيامبران و اوليا به خدا نزديك اند و خداوند به آنان قدرت داده و هرچه مىكنند به اذن و ارادۀ اوست، و خود خداوند نيز به واسطه قرار دادن آنان امر نموده، لذا به آنان توجه نموده و حاجاتشان را از آنان مىخواهند، يا خدا را به آنان قسم مىدهند تا حاجاتشان را برآورد.
حسن بن على سقاف شافعى در كتاب التنديد لمن عدّد التوحيد 2 مىگويد:
«عبادت در شرع عبارت از غايت و نهايت خضوع و تذلّل نسبت به كسى است كه خضوع شده در حالى كه معتقد به اوصاف ربوبيت در او باشد. و عبادت در لغت به معناى اطاعت و عبوديت به معناى خضوع و ذلت است. پس عبادت در شرع با عبادت در لغت تفاوت دارد. كسى كه بر انسان خضوع كند شرعاً نمىگويند كه او را عبادت كرده است و اين چيزى است كه هيچ كس در آن اختلاف ندارد. پس هر كس كنار قبر پيامبر يا اوليا تذلل و