236خط ميانى قريش؛ يعنى تفكر بوبكرى و عمرى بودند و به كسانى مانند عبدالله بن زبير تمايل داشتند.
در رجب سال شصت هجرى آنگاه كه معاويه درگذشت و امام حسين(ع) از مدينه خارج شد، مردم چندان حساسيتى از خود نشان ندادند. اندكى بعد، همانان بر يزيد شوريدند و يزيد هم در سال 62 سپاهى را براى سركوبى مردم مدينه به اين شهر فرستاد كه از خندق عبور كردند و بسيارى از فرزندان صحابه را كشتند. در اين واقعه كه به واقعه حرّه شهرت يافت، تمامى نوادگانِ حنظله غسيل الملائكه كه در احد به شهادت رسيده بود كشته شدند. محل دفن شمارى از شهداى حرّه، تا به امروز در قبرستان بقيع مشخص است.
در دوران قطع سلطه امويان بر حجاز و آغاز سلطه خاندان زبير كه پس از مرگ يزيد در سال 64 بود، ابتدا عبيدالله بن زبير و سپس جعفر بن زبير و آنگاه عبيدة بن زبير و سرانجام مُصْعب بن زبير حكومت اين شهر را عهدهدار بودند. به جز اينها، كسان ديگرى نيز مدتهاى كوتاهى از طرف عبدالله بن زبير بر اين شهر حكومت كردند. آخرين آنها طلحة بن عبدالله بن عوف بود كه تا سال 72، كه در آن سال حجاز به تصرف بنىاميه درآمد، بر اين شهر حكومت كرد.
در دوره مروانيان، ابتدا شخصى با نام طارق بن عمرو از موالى عثمان و سپس حَجّاج بر مدينه و مكه حكومت كرد. با رفتن وى به عراق، مدينه در اختيار افرادى از خاندان اموى از جمله ابان بن عثمان بن عَفّان، هشام بن اسماعيل بن وليد بن مغيره و عمر بن عبدالعزيز در آمد كه اين آخرى از سال 87 تا 93 بر اين شهر حكومت كرد. در همين دوره بود كه مسجدالنّبى(ص) و بسيارى از مساجد كوچك ديگر اين شهر به دستور وليد بازسازى شد.