228
«اللّهمّ كَما أخْرَجْتَنى مِنْ أَحَبّ البِقاع إلىّ فاسْكِنّى فى أحَبّ البقاع الَيْكَ» 1
«خدايا! همانگونه كه مرا از سرزمينى كه بيش از همه جا دوستش داشتم، خارج كردى، مرا در سرزمينى كه بيش از همه جا دوستش دارى، وارد كن.»
و نيز فرمود:
«مَنِ اسْتَطاعَ مِنْكم أَنْ يَموت بِالمَدِينة فَلْيَمُتْ بِها فإنّى شَفيعٌ لِمَن يمُوت بِها» 2
«اگر كسى بتواند به گونهاى زندگى كند كه مرگش در مدينه باشد، چنين كند؛ من براى كسى كه در آنجا بميرد، شفيع خواهم بود.»
همين تعريف و تمجيدها سبب شد تا اين شهر كوچك، بهترين و زيباترين نامها را، كه نزديك به يك صد نام مىشود، به خود اختصاص دهد: المؤمنه، المحبوبه، المقدسة،الباره، دارالأبرار، ارضُ الله، طابَه، طَيْبه، سيّدة البلدان، دارالسلام، المحرّمه، المباركه، المحروسه، المرحومه، الجبّاره، المختاره، القاصمه، حرم رسولالله، الموفّيه، قلب الايمان، قبّةالاسلام، المعصومه، بيت رسولالله و نامهاى ديگر. 3
رسول خدا(ص) مدينه را اينگونه وصف كردند: المدينة مهاجرى، و منها مبعثى و بها