226محاصره شده و تنها بخش شمال آن آزاد است، مىتواند در يافتن علت و حكمت اقامت آن حضرت در اين نقطه معين به ما كمك كند. در اين باره، به طور معمول، داستان زانو زدن شتر پيامبر(ص) را در كنار خانه ابوايوب انصارى يادآور مىشوند. اين را هم مىدانيم كه حضرت مسير پنج كيلومترى از قبا تا اين نقطه را به آرامى طى كرد و در هر نقطهاى كه قبيلهاى اقامت داشت، از آن حضرت مىخواستند ميان آنان اقامت كند. اما حضرت حركت كرد تا به اين نقطه رسيد و اينجا بود كه توقف نمود. در منابع آمده است:
زمانى كه رسول خدا(ص) خواست داخل مدينه شود، كسى را به سراغ بنى النجار كه دايىهاى وى بودند زيرا مادر عبدالمطلب از اين جماعت بود فرستاد. آنان در حالى كه شمشير حمايل داشتند به ايشان و اصحابش گفتند: ارْكَبُوا آمِنين مُطاعين ، سوار شويد در حالى كه ايمن بوده و مورد حمايت هستيد. آن روز، روز جمعه بود. وقتى روز برآمد رسول خدا راحله خويش را خواست. مسلمانان اجتماع كرده سلاح در بر كردند. حضرت بر شترش به نام قصوا سوار شد و مردم هم در اطراف وى پياده و سوار ايستاده بودند. در اين وقت، عَمرو بن عَوْف طايفهاى كه در قبا سكونت داشت نزد حضرت آمده و گفتند: آيا رفتن شما از قبا از روى ملالت است يا خانهاى بهتر از خانه ما يافتهاى؟ حضرت فرمود: إنّى امِرْتُ بِقرية تأكُلُ القُرى، فخلّوها ، من به جايى فرمان داده شدهام كه ساير قريهها را در بر مىگيرد، سر راهش نايستيد. 1 به رغم معانى متفاوتى كه براى تعبير «تأكل القرى» گفتهاند، آنچه به ذهن