81گردنت، قامت افراشتهات را به ذلّت كشند، و با محبوس ساختنت ، محبت تو را از دل حقپرستان بيرون كنند.
امّا غافل از آنكه نور را نمىتوان پوشاند و عطر حقيقت را نمىتوان پنهان كرد.
تو رفتى، امّا راه تو، در گامهاى زندانيان مبارز، ادامه يافت،
نالههاى دردمندانهات، در فرياد خشمگين امّتهاى انقلابى انعكاس داشت،
عزّت تو، الهام بخش ستمديدگان شد،
عشق تو، هر دل را خانۀ خود كرد،
نام تو، تاريخ حماسههاى مقاومت را زينت بخشيد،
شهادت مظلومانهات، رسواگر سلطۀ شكنجه و شلّاق گشت،
و جاى كبود تازيانهها بر پيكر نحيف تو، خطوط روشنى از سيهروزى حكام جور را ترسيم كرد.
* * *
اى كاظم آل محمّد!
اى مهار حكمت و حلم، بر دهان كفآلود خشونت و خشم!
غضب، از حلم تو خشمگين مىشد،
صبر از صبر تو بىطاقت مىگشت،
حكومت ستم، از نستوهى تو، به ستوه مىآمد،
و مقاومت جائران، از مقاومت تو درهم مىشكست،
و زندانبانان، اسير صفا و عبوديّت تو مىشدند،
و محبس به محبس، شبزندهدارى تو را جابه جا مىكردند،