66زيارت آن امام، كه گامى در جهت تكريم حق و تجليل انسانيّت است. پس بىجهت نبود كه امويان، كينۀ على و آل على را در سينه داشتند و تاب ديدن و شنيدن فضيلتهاى صاحبان فضل و علم و شرافت و كرامت را نداشتند. دشمنى آل اميّه با آل على، از خصومتِ حق و باطل سرچشمه مىگرفت، نه چيز ديگر.
به كورى چشم شبكوران، آفتاب تابندۀ وجود على عليه السلام مىتابيد و جلوۀ جمال و كمال، در آن روزگار قحطى انسانيت و فقر معنويت، مىدرخشيد و حقارت دشمنان، در برابر عظمت على عليه السلام بيشتر معلوم مىشد.
على عليه السلام قرآن ناطق و عدالت و فضيلت مجسّم و حقيقت و كمال متبلور بود.
فضيلتهاى اهل بيت، حسدآور بود و على عليه السلام چهرۀ بارز و پرجذبۀ اين خاندان، بيش از همه از فضايل بر خوردار بود و در نتيجه بيش از همه مورد كينهتوزى و دشمنى و حسد قرار گرفت، هم در زمان حياتش، هم پس از شهادتش.
تلاشهاى معاويه جهت كوبيدن خطّ على عليه السلام و به انزوا كشاندن و دور كردن اهل بيت از صحنه و هتك حرمت و حيثيّت و ترور شخصيّت آنان، از راههاى گوناگون انجام مىشد و معاويه از هر وسيلهاى جهت رسيدن به اين هدف شوم استفاده مىكرد.
گستاخى و دنائت و كينهورزى را معاويه به آنجا رسانده بود كه طبق بخشنامه، تمام خطبا و واليان وابسته را ملزم ساخته بود كه در جلسات و مجامع عمومى و نمازها و خطبهها و منبرها، على بن