41
فرات، آب حيات
گاهى «جغرافى»، گوياى يك «تاريخ» است.
گاهى قطعهاى زمين، حامل يك «فرهنگ» است.
گاهى نهر آبى، ديوار ديارى، ستون مسجدى، بقاياى شهرى، ردّ پايى، نقش ديوارى و... در بردارندۀ يك دنيا خاطرات تاريخى تلخ و شيرين است، رواقِ تاريخ و آيينۀ حوادث است.
از آنها بايد الهام گرفت و با تأكيد بر آنها، تاريخ را به ياد آورد.
«فرات»، از اينگونه نهرهاست و آب فرات، در قاموس فرهنگ شيعه، بار معنوى و محتواى فرهنگى دارد و راز دار بزرگ و مقدّسى است كه امواجش، حماسۀ كربلا و آن تشنگيها، ايثارها، حماسهها، قهرمانيها و ايمانها را به يادها مىآورد.
آب «فرات» و خاك «كربلا»، هر دو يادآور عاشورايند.
و هر دو، در الهام بخشى، مؤثّر و كارساز،
و هر دو، مورد تشويق و ترغيب اهل بيت و ائمّه، و هر دو، مقدّس و مبارك و عزيز.
در حديثى، «رود فرات» و «رود نيل»، رودهاى مؤمن به حساب آمده است:
«نهرانِ مؤمنان و نهران كافران، فالمؤمنان:
الفرات و نيل مصر...» 1
و در حديثى، فرات، نهرى بهشتى به حساب آمده است: