393 پنهان و معطل ماند و مردمِ دور مانده از كانون رسالت و ولايت، از موقعيت چاه زمزم كه نماد معارف اهلبيت (عليهم السلام) است، بىخبر بودند تا اينكه در زمان عبدالمطلب دوباره پديدار شد و نشر آموزههاى دينى و معارف اهلبيت (عليهم السلام) را به همگان نويد داد.
زمزم، ميراث ذريه
درباره تاريخچه چاه زمزم و حفر دوباره آن توسط عبدالمطلب آمده است:
پس از آنكه قبيله «خُزاعَه» بر قبيله «جُرْهُم» غلبه كرد و اداره حرم را به دست
گرفت، چاه زمزم را با سنگ پركرد و اثرى از آن باقى نگذاشت. پس از مدتى«قُصَى» بر خُزاعه پيروز شد، اما مكان زمزم را نيافت و موقعيت آن، همچنان مجهول ماند تا اينكه عبدالمطلب متولى اداره حرم گرديد. قريش احترام ويژهاى براى او قائل بودند، از اينرو براى او فرشى در سايه كعبه پهن مىنمودند در حالى كه تا آن زمان براى كسى چنين كارى نمىكردند. در يكى از روزها كه عبدالمطلب در زير سايه كعبه خوابيده بود، منادى به او گفت: « إِحْفِرْ بَرَّةَ » «(چاه) بَرَّه را حفر كن.» او معناى «بَرَّه» را نفهميد تا اينكه روز دوم مجدداً در خواب شنيد: « احْفِرْ طِيبَةَ » «(چاه) طيبه را حفر كن.» روز سوم منادى در خواب ندا داد: « احْفِرْ الْمَصُونَةَ » «(چاه) مصونه را حفر كن.» عبدالمطلب باز هم متوجه نشد تا اينكه در روز چهارم در عالم رؤيا به اوگفته شد: « احْفِرْ زَمْزَمَ » «زمزم را حفر كن» و محل چاه زمزم با نشانى براى او مشخص شد. عبدالمطلب مكان دقيق چاه را يافت و خطاب به قريش گفت: چهار روز است كه به حفر چاه زمزم كه مايه بزرگى و عزت ماست، مأمور شدهام. بياييد با كمك هم اين چاه را حفر كنيم. قريش