388معرفى مىكنند. چنانكه در احاديث ذيل مىخوانيم:
«أَقْبَلَتْ رَاجِعَةً إِلَي ابْنِهَا فَإِذَا عَقِبُهُ يَفْحَصُ فِي مَاءٍ فَجَمَعَتْهُ فَسَاخَ وَ لَوْ
تَرَكَتْهُرلَسَاحَ» 1
«هاجر نزد فرزند خود برگشت و مشاهده كرد كه پاشنه پاى فرزندش در آب قرار گرفته است. هاجر اطراف آب را مسدود كرد و اگر آن را رها مىنمود، همچنان جريان مىيافت.»
«فَفَحَصَ الصَّبِيُّ بِرِجْلِهِ فَنَبَعَتْ زَمْزَمُ قَالَ فَرَجَعَتْ مِنَ الْمَرْوَةِ إِلَي الصَّبِيِّ وَ قَدْ نَبَعَ الْمَاءُ فَأَقْبَلَتْ تَجْمَعُ التُّرَابَ حَوْلَهُ مَخَافَةَ أَنْ يَسِيحَ الْمَاءُ وَ لَوْ تَرَكَتْهُ لَكَانَرسَيْحاً» 2
«كودك (اسماعيل(ع)) پاى خود را بر زمين ساييد و چشمه زمزم جوشيد و هنگامى كه هاجر از مروه به سوى فرزندش برگشت، آب زمزم در حال
جوشيدن بود. از اينرو از ترس اينكه مبادا آب به اطراف جريان يافته و هدر شود، پيرامون آن را با خاك محصور نمود و اگر رهايش مىكرد، چنين مىشد.»
پديدار شدن آب، با تلاش اسماعيل(ع) و يارى جبرئيل
حقيقت امر آن است كه جوشيدن آب پس از ساييده شدن پاشنه پاى اسماعيل(ع) بر زمين، از تلاش اسماعيل(ع) براى دستيابى به آب زمزم خبر مىدهد و هنگامى كه سعى او با نصرت جبرئيل همراه مىشود، آب زمزم پديدار مىگردد. از اينرو در حديث ذيل مىخوانيم: