256افزايش داده و براى آن سقف بنا نمودند. 1 امام صادق(ع) در اينباره فرمودند:
«كَانَ طُولُ الْكَعْبَةِ يَوْمَئِذٍ تِسْعَةَ أَذْرُعٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهَا سَقْفٌ فَسَقَّفَهَا قُرَيْشٌ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ ذِرَاعاً فَلَمْ تَزَلْ ثُمَّ كَسَرَهَا الْحَجَّاجُ عَلَي ابْنِ الزُّبَيْرِ فَبَنَاهَا وَ جَعَلَهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ ذِرَاعاً» 2
«كعبه نه ذراع ارتفاع داشت و فاقد سقف بود. سپس قريش ارتفاع آن را به هجده ذراع رسانده و بر آن سقف نهادند تا اينكه حَجّاج بن يوسف، آن را بر سر ابن زبير خراب كرد و به هنگام تجديد بنا ارتفاع كعبه را به بيست و هفت ذراع افزايش داد.»
مقصود از سقف چيست؟
سقف خانه، امكان زندگى را فراهم مىآورد و ساكنان خود را از سرما، گرما و عوارض محيطى حفظ مىكند و چون خانه خدا، حريم تربيتى اوست، از اينرو
سقف و ستونهاى آن، نماد حقيقتى است كه حافظ اين حريم بوده و امكان سكونت را براى ساكنان آن تضمين مىكند. امام كاظم(ع) در حديثى اسلام را همانند سقف معرفى نموده و فرمودند:
«إِنَّ الْإِسْلَامَ سَقْفٌ تَحْتَهُ دِعَامَةٌ لَا يَقُومُ السَّقْفُ إِلَّا بِهَا»
«اسلام، سقفى است كه در زير آن عمود و پايهاى قرار دارد كه جز به آن پايدار نمىماند.»