132به ولايت آنها است مىگويد:
... فذبيحته كذبيحة المشركين و الوثنيين عباد اللات و العزى و مناة و ودّ و سواء و يغوث و يعوق و نسراً؛ لايحلّ للمسلم الحقيقى اكلها؛ لانّها ميتة، بل حاله اشدّ من حال هؤلاء؛ لانّه مرتد عن الاسلام الذى يزعمه من أجل لجئه إلى غير الله فيما لايقدر عليه إلاّ الله؛ من توفيق ضال و شفاء مريض و امثال ذلك... 1
... پس ذبيحه آنان همانند ذبيحه مشركان و بت پرستان كه «لات» و «عزى» و «منات» و «ودّ» و «سواء» و «يغوث» و «يعوق» و «نسر» را مىپرستند مىباشد، و لذا براى مسلمان حقيقى خوردن آن حلال نمىباشد؛ چرا كه در حكم مردار است، بلكه وضعيت او از وضعيت آنان بدتر مىباشد؛ چرا كه چنين كسى از اسلامى كه گمان مىكرده مرتد شده است به جهت پناه بردن او به غير خدا در آنچه كه جز خدا بر آن قدرت ندارد؛ مثل درخواست توفيق دادن به گمراه و شفاى مريض و امثال آن...
3. حكم اقتدا به كسى كه از ذبيحه مسلمين مىخورد
او درباره اقتدا به كسى كه از ذبيحه مسلمانى خورده كه معتقد به جواز استغاثه به ارواح اولياست مىگويد:
إذا كان امام مسجد يأكل من هذه الذبائح بعد البيان و اقامة الحجة عليه، مستبيحاً لأكلها لم تصح الصلاة خلفه؛ لاعتقاده حلّ