111يعنى جعفر بن زياد احمر را تضعيف مىكند در عين حال كه از ذهبى اعتراف به ثقه بودن او را نقل كرده واز حافظ ابن حجر عنوان «صدوق يتشيع» را آورده است. سپس مىگويد:
مثل اين شخص، انسان به حديثش اطمينان ندارد، خصوصاً كه در فضيلت على(ع) وارد شده است؛ زيرا به طور معلوم شيعه در مورد او غلو كرده وحديث بسيارى در مناقب او نقل كرده است كه هرگز ثابت نشده است. ومن بر اين حديث حكم به بطلان از حيث معنا نمودم؛ زيرا مخالف آن چيزى است كه از پيامبر(ص) در مورد محبوبترين زنان ومردان ذكر كرده است.
آنگاه حسن بن على سقاف درصدد تصحيح اين حديث واثبات تناقضگويى البانى برآمده و مىگويد:
اما گفتار وتضعيف او درباره عبدالله بن عطاء... جوابش آن است كه عبدالله بن عطاء از رجال مسلم در «صحيح» وچهار كتاب ديگر از كتب اربعه به حساب مىآيد ويحيى بن معين وترمذى در «سنن» وابن حبّان در «الثقات» او را توثيق كرده وذهبى در «الكاشف» او را «صدوق» معرفى كرده است.
آنگاه مىگويد:
واز عجايب تناقضات البانى اين است كه در موردى ديگر حديثى را كه در سند آن عبدالله بن عطاء از عبدالله بن بريده از پدرش قرار داشته، تصحيح كرده است. 1