102
29. تصحيح حديث ديگرى درباره عائشه
احمد بن حنبل از وكيع، از اسرائيل، از ابواسحاق، از عيزار بن حريث، از نعمان بن بشير نقل كرده كه گفت:
جاءَ أَبُوبَكْرٍ يَسْتَأذِنُ عَلَى النَّبِىِّ(ص)، فَسَمِعَ عائِشَةُ وَ هِىَ رافِعَةٌ صَوْتَها عَلى رَسُولِ اللهِ(ص)! فَأَذِنَ لَهُ، فَدَخَلَ، فَقالَ: يَا ابْنَةَ رُومانَ -وَ تَناوَلَها - أَتَرْفَعِينَ صَوْتِكِ عَلى رَسُولِ اللهِ(ص)؟! قالَ: فَحالَ النَّبِىُّ بَيْنَهُ وَ بَيْنَها. قالَ: فَلَمّا خَرَجَ أَبُوبَكْرٍ جَعَلَ النَّبِىُّ(ص) يَقُولُ لَها -يَتَرَضّاها - : أَلاتَرِينَ أَنِّى قَدْ حِلْتُ بَيْنَ الرَّجُلِ وَ بَيْنَكِ. ثُمَّ جاءَ أَبُوبَكْرٍ فَاسْتَأذَنَ عَلَيْهِ، فَوَجَدَهُ يُضاحِكُها، فَأَذِنَ لَهُ، فَدَخَلَ، فَقالَ لَهُ أَبُوبَكْرٍ: يا رَسُولَ اللهِ! أَشْرَكانِى فِى سِلْمِكُما، كَما أَشْرَكْتُمانِى فِى حَرْبِكُما. 1
ابوبكر آمد و از پيامبر(ص) اذن [ورود] گرفت، ولى از عايشه شنيد كه صدايش را بر رسول خدا(ص) بالا برده است. پيامبر(ص) به او اجازه داد و او داخل خانه شد. ابوبكر گفت: اى دختر رومان - در اين حال او را گرفت - آيا صدايت را بر رسول خدا(ص) بلند مىكنى؟! گفت: پيامبر(ص) ابوبكر و عائشه را از هم جدا كرد.
راوى مىگويد: چون ابوبكر خارج شد پيامبر(ص) به جهت آنكه عائشه را راضى گرداند به عائشه فرمود: آيا نديدى كه من بين تو و او
جدايى افكندم. سپس ابوبكر بازگشت و از حضرت اجازه خواست، و او را ديد كه عائشه را مىخنداند، و به او اجازه ] ورود [ داد و او