86دومين گام از گامهاى عمره مفرده، طواف است؛ گرديدن و چرخيدن بايد از روى خط قهوهاى منتهى به حجرالاسود آغاز كنم. سنگ سياه، همان فرشته همنشين آدم؛ همان فرشتهاى كه به صورت سنگى سپيد، از سوى خداوند براى همنشينى آدم فرستاده شد، همان سنگ سپيد كه از فرط گناه بنىآدم، چنين سياه شد و روز به روز تيرهتر. نه، ديگر به تو نمىنگرم، تيرگى بس است، مبادا سياهىام از اين سياهترت كند!
با اين حال، تو تنها پناهگاهى. بايد امانم دهى! من بايد طواف را از تو شروع كنم. اى فرشته سپيد! اميدم ده! بگذار شروع كنم، بگذار سياهى من در سپيدى تو و تيرگى گناه بنىآدم غرق شود! اى دست خداوند! دستم را در دستت نگه دار و