85هيچ مسافرى شكسته نيست. اينجا چونان مسجدالنبى(ص)، حكم وطن آدمى را دارد و وطن؛ يعنى همينجا. وطن؛ يعنى دل؛ يعنى قلب.
اينجا امالقرى، بلد امين، مكه است. آدم و حوا، پس از هبوط و پس از سالها سرگردانى، در همين سرزمين يكديگر را يافتند و هاجر و ابراهيم(ع)، در همين سرزمين سرگردان شدند و اسماعيل و ابراهيم( عليهم السلام ) در همين سرزمين به ساختن خانه كعبه مامور شدند. اينجا مكه است و اين خانه، كعبه و من؛ خسى كه به ميقات آمده و نمى كه به يمى پيوسته. اينجا سرزمين آرزوهاست؛
سر از سجده برمىدارم، لحظهاى چشم از خانه برنمىگيرم. آرام آرام از پلهها پايين مىروم. بايد مناسك عمره را آغاز كنم. پيش مىروم، پيشتر ...