296برايم پيش آمد؛ موضوعى ذهنم را مشغول كرد و به وحشت افتادم. اگر آن موضوع، واقع مىشد، كار از كار مىگذشت. حاضر بودم همه مال و لشكريانم را بدهم تا از وقوع آن جلوگيرى كنم، اما هر چه فكر كردم، راهى براى خلاصى از آن نيافتم، تا اينكه مطالبى را كه درباره قبر نذور گفته بودى به يادم آمد. با خودم گفتم: چرا براى آن نذرى نكنم، بنابراين نذر كردم كه اگر خداوند مرا كمك كند، ده هزار درهم براى ضريح قبر او بدهم.
پس از مدتى اخبارى به دستم رسيد كه نشان مىداد آن مشكل برطرف شده است. به ابوالقاسم كاتب گفتم براى ابو ريان (جانشين عضد الدوله در بغداد) بنويسد تا آن ده هزار درهم را به مزار نذور بفرستد. آنگاه به عبدالعزيز كه در آنجا حضور داشت، نگاهى كرد. عبدالعزيز گفت: من آن نامه را نوشتم و نذر وى ادا شد. 1
فتواى علما درباره نذر
1. خالدى پس از بيان روايت ابو داوود مىگويد: