146كه آن حضرت خودش نيازمند را مهماننوازى كند و در مرحله بعد، فرزندان گرامى وى عهدهدار مهماننوازى مىشوند. 1
اكنون، با توجه به بيان اين همه داستان واقعى از سوى شخصيتهايى مانند طبرانى، ابن مقرئ، ابن منكدر و ديگران، آيا ابن تيميه مىتواند ادعا كند كه توسل و استغاثه به پيامبر(ص) شرك است؟!
آيا نويسندۀ كتاب «مصباح الظلام» مشرك است؟ و آيا وى موارد كفرآميز و شركآلود را در كتابش جمعآورى كرده است؟!
آيا ابن تيميه و پيروانش شهامت دارند «بلنسى» را مشرك بدانند؟ در حالىكه به قول «ابن عماد»، او حافظى بزرگ و ثقه بود و «آبار» دربارهاش مىگويد: «وى در حديث داراى بصيرت و از معاصرانش پيشى گرفته بود»، و «ابن مسدى» نيز درباره وى مىگويد: «او پيشوايى برجسته در فنون معقول و منقول است» و بالاخره اينكه ذهبى دربارهاش گفته: «او امام، علامه، حافظ و استاد حديث بود».
آيا با اين همه شواهد، مىتوان به سخنان نارواى ابن تيميه توجه كرد؟