50آقايان دكتر نديدهام يا كمتر ديدهام. و ايشان خودش تقاضا كرده بود كه با هيئت پزشكى به زيارت بيت الله الحرام مشرف شود خودش و خانمش در اين سفر هستند هر چه مىتوانست در اين سفر خدمت مىكرد كمى با ايشان صحبت كرديم و با هم به ديدن حجاج ميانه كه تازه وارد شده بودند رفتيم. آقاى حاج شيخ هادى و دوستان او را ملاقات كرديم و بعداً با آقاى دكتر مواعده كرديم كه در مكه به ديدن همديگر برويم چون كه در حال حركت به سوى مدينه بود با طياره و با ماشين رفتن به مدينه ممنوع بود، روى همين جهت از مدينه رفتن منصرف شده و مكه رفتن را جلو انداختيم و تصميم گرفتيم كه از جحفه احرام ببنديم.
زحمات ادارى ما به عهده آقاى حاج شيخ عبدالستار بود.
فردا عصر روز چهارشنبه 13 فروردين با ماشين روباز يعنى اتوبوس 55 نفرى صندلىدار به سوى جحفه حركت كرديم. شوفر گفت من جحفه را مىشناسم و پس از طى طريق زيادى جلو قهوهخانهاى توقف نمود كه تختهاى چوبى (كه از ليف خرما وسط آنها را بافته بودند) چيده شده بود. ماهى كباب مىكردند ما آنجا قدرى نان خورديم و با يك ماشين ديگرى كه حامل حجاج تبريز بود با هم راه افتاديم. از راه آسفالت مكه و مدينه خارج شديم به طرف دست راست در ميان درختهاى جنگلى و براى راه