45كرديم و براى تماشاى اوضاع از ساختمان خارج شديم.
چند نكته:
مطالبى در اولين برخورد آنجا، نظر ما را جلب كرد اينكه:
1. زبان عربى كه مأنوس نبوديم گرچه عربى زياد خوانده بودم و نوشته بودم ولى حرف زدن با عربى دانستن از هم جدا است؛ زيرا گوش ما به گرفتن اين اصوات كه تند اداء مىشود عادت ندارد و علاوه مكسّر و شكسته تلفظ مىشود مانند: «فى»، «بيش»، «ليش»، «ماكو» و نظاير اينها. من كه رفتم از بقال جنس بخرم چند كلمه: پرتقال و تفاح و خبز و كم، چفت و جلا كردم و گفتم خوشحال بودم.
از نقص ما مسلمانها اين است عربى را كه يك زبان بينالمللى مسلمين است نمىدانيم در مجامع و اجتماعات حج در مكه و مدينه و عرفات و مشعر و منى هر كجا مىروى يا هر كجا مىنشينى اطراف تو مسلمانان از كشورهاى مختلف هستند از اندونزى و الجزاير و مراكش مثلا، همه آماده صحبت و حرف زدن و شنيدن مىباشند ولكن زبان لال است.
2. سادگى و فعاليت مأمورين دولت عربستان است در سالن مدينۀ الحاج با قيافه ساده آنان روبرو شديم در برخورد رئيس و مرئوس بدون اينكه خود را بگيرند و