103در اين دوره ظاهر مىشد و آتش جنگ را ميان مسلمانان مىافروخت و مسلمانان را بر يكديگر مىشوراند، به ويژه اينكه وى تا آن هنگام نفوذ و يارانى داشت كه به كمك آنان مىتوانست در سرزمينهاى اسلامى به تاخت و تاز بپردازد؛ چنانكه در زمان عثمان چنين كرد!
[دكتر] طاها حسين در «على و بنوه» مىنويسد:
اينكه تاريخنگاران در جريان جنگِ صفين از سبئيه و ابن سوداء نامى نمىبرند، به كمترين مسئلهاى كه دلالت دارد اين است كه امر سبئيه و صاحبشان ابن سوداء، اساساً ساختگى و [از آغاز] تا پايان، جعلى است. هنگامى كه منازعۀ بين شيعه و ساير فرقههاى اسلامى جريان داشت، دشمنان شيعه خواستند در پايههاى اين مذهب، يك عنصر يهودى را وارد سازند تا نيرنگ خود بر ضد آنان را به حدّ اعلى برسانند و آنان را شماتت نمايند؛ چرا كه در جنگ گرهدار و پيچيدهاى كه در صفين واقع شد، و نيز هنگامى كه ياران على بر سر امر حكومت به اختلاف پرداختند و به ويژه در شكلگيرى حزب جديدى كه از صلح اكراه داشت و آن را بر نمىتافت و هر كه را به صلح تمايل داشت يا در آن شركت مىكرد، تكفير مىنمود، [در اين اوضاع] اگر قضيه ابنسوداء بر پايۀ حق و تاريخ صحيح تكيه داشت، طبيعى بود كه اثر او و نيرنگهايش آشكار گردد.
در صورتى كه ما در قضيۀ خوارج، كوچكترين يادى از ابنسوداء نمىيابيم. توجيه اين اعمال [از سوى تاريخنگاران] چگونه ممكن است؟ و يا غيبت ابن سبأ در جنگ صفين و پيدايش حزب حكميت چگونه توجيه مىشود؟ من سبب اين دو امر را تنها در يك چيز مىبينم، و آن اين است كه ابن سبأ، چيزى