113
(وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ) (آلعمران:97)
و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند)، خداوند از همه جهانيان بىنياز است.
خداوند متعال، در اين آيه شريفه درباره افراد مستطيعى كه حج به جا نمىآورند « وَ مَن تَرَكَ الحَجّ » نفرموده، بلكه از آنان به (مَنْ كَفَرَ) تعبير كرده است. تعبير از «ترك حج» به «كفر» نشانه آن است كه حج از بزرگترين عبادات و تكاليف الهى است. 1 البته، منظور از كفر، در اينجا كفر عملى است نه كفر اعتقادى.
ب) خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد:
(وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ...) (حج: 27- 28)
و مردم را دعوت عمومى به حج كن، تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بيايند، تا شاهد منافع گوناگون خويش باشند و در ايام معينى نام خدا را بر چهارپايانى كه به آنها داده است (به هنگام قربانى كردن) ببرند.
از اين رو، حضرت ابراهيم(ع) بر محل مقام بر آمد و رو به سوى شرق و غرب عالم كرد و همه انسانها را، در طول تاريخ براى انجام مراسم حج دعوت نمود و گفت: « ايُّها النّاسُ كُتِبَ عَلَيكُمُ الحَجُّ الي البَيتِ العَتيقِ فَاَجيبُوا رَبَّكم » و خداوند صداى او را به گوش همگان، حتّى كسانى كه در پشت پدران و رحم مادران بودند، رسانيد و آنها در پاسخ گفتند: « لَبَّيكَ اللّهُمَّ لَبَّيكَ... ».
نكته جالب توجه در اين آيه شريفه اين است كه خداوند متعال حجاج پياده را مقدم بر سواره ذكر كرده است. يكى از علل تقدم، اين است كه اهمّيت زيارت خانه خدا را مشخص كند و بُعد عبادى آن را برجسته سازد. بدين معنا كه بايد با استفاده از هرگونه