106
و) پيروى از سنّت حضرت ابراهيم(ع)
يكى از رازهاى قربانى در سرزمين منا، پيروى از سنّت حضرت ابراهيم خليل(ع) و زنده نگه داشتن ياد و خاطره ايثار و فداكارى آن حضرت و فرزندش اسماعيل ذبيح مىباشد. چنانكه امام سجاد(ع) در گفتوگوى خود با شبلى به آن پرداخته، مىفرمايد:
... فَعِندَ ما ذَبَحتَ هَديَك ... انَّكَ اتَّبعتَ سُنَّةَ ابراهيمَ(ع) بِذِبحِ وَلَدِهِ وَ ثَمَرَةِ فُؤادِهِ وَ رَيحانِ قَلبِهِ حاجَّهُ سُنَّتُهُ لِمَن بَعدَهُ وَ قَرَّبَهُ الَي اللهِ تَعالي لِمَن خَلفَه؟ 1
امام رضا(ع) نيز در اين باره فرمود:
چون اسماعيل براى ذبح تسليم شد، خداوند متعال «قوچى» براى او از بهشت فرستاد. پس هر چه، در منا تا روز قيامت، قربانى شود فداى حضرت اسماعيل(ع) است. 2
16. فلسفه حَلق (تراشيدن)
شايد در عمل «حلق» حكمتها و فلسفههاى گوناگونى نهفته باشد. ما در اين قسمت به دو راز و فلسفه آن اشاره مىنماييم:
الف) نشانه بندگى
به نظر مىرسد كه يكى از فلسفههاى حلق اين است كه حجگزار، با تراشيدن سر خود، نشانه عبوديت و بندگى خداوند را بر خود نهاده، تسليم بودن بى قيد و شرط خويش را در برابر اوامر الهى ثابت مىكند.
چنانكه در دورانهاى پيشين، در ميان اعراب معمول بوده است كه بر پيشانى افراد برده (بنده) داغ مىنهادند و يا به گوش آنان حلقه مىانداختند تا از اين طريق، افراد برده از غير آن (افراد آزاد) شناخته شوند. اما مكتب اسلام، در اينجا «حلق» و تراشيدن سر را نشانه عبوديت مطلق و علامت پذيرش در پيشگاه ذات احديت قرار داده است. 3