94 چهار ركعتى را پنج ركعت خواند و ديگران به او تذكر دادند! 1به راستى اينگونه روايات با كدام ملاك و معيار، قابل پذيرشاند؟
آيا ابنتيميه با اين سخن، منزلت پيامبر اعظم را حتى از انسانهاى معمولى هم پايينتر نياورده است؟
روشن است كه فراموشنمودن بخشى از ركعات نماز از كسانى سر مىزند كه به اين عبادت بزرگ الهى كه در روايات از آن به معراج مؤمن تعبير شده است، توجه ندارند و به تمام معنى از اينكه در برابر چه كسى قرار دارند و با چه كسى سخن مىگويند، غافلاند نه از كسى چون پيامبر خاتم(ص) كه عصاره آفرينش بود و براى هدايت بشر به سوى تقرب به خدا فرستاده شده است!
بنابراين، سهو، آنهم در نماز، علاوه بر اينكه با مقام شامخ آن حضرت تناسب ندارد، با وظيفه هدايتگرى ايشان نيز در تضاد است. به اين بيان كه امكان صدور اشتباه درچنين مواردى، اعتماد را درباره نقش الگويى و تعليمى آنان از بين مىبرد، زيرا نخستين پايه تربيت، اعتماد به گفته مربى است. اگر كسى در بخشى از تعاليم يك مربى اخلاق، احتمال خطا و اشتباه بدهد، هرگز براى عمل به تعاليم او در خود كششى احساس نمىكند. اشتباه در اين قسمت كم كم سبب مىشود كه مردم به تعاليم و گفتههاى وى به ديده ترديد و شك بنگرند؛ زيرا با خود چنين مىانديشند كه وقتى پيامبر در مقام عمل به وظايف شخصى، خطا